واحد قدرت استاکر قابل حمل
Cat:واحد برق هیدرولیک سری DC
این واحد قدرت هیدرولیک استکر قابل حمل برای استکرهای قابل حمل طراحی شده است و یک پمپ دنده فشار بالا، یک موتور DC آهنربای دائمی، یک بلوک دریچه مرکزی،...
See Detailsهیدرولیک شاخه ای از فیزیک و مهندسی است که به مطالعه رفتار مکانیکی مایعات تحت فشار می پردازد. در هسته خود، علم بر سه اصل اساسی استوار است: قانون پاسکال ، معادله تداوم ، و اصل برنولی . این سه قانون بر همه چیز، از جک هیدرولیک ساده تا صنعتی پیچیده، حاکم است واحد برق هیدرولیک رانندگی ماشین آلات تولیدی سنگین درک آنها یک تمرین آکادمیک نیست - مستقیماً نحوه طراحی، اندازه و نگهداری سیستم ها در برنامه های کاربردی دنیای واقعی را تعیین می کند.
سیستم های هیدرولیک می توانند نیروهای بسیار زیادی را در فواصل طولانی با اتلاف انرژی بسیار کم منتقل کنند. فشار فقط 3000 psi (207 بار) اعمال شده بر روی یک پیستون با صفحه 10 اینچ مربع، نیروی فشار 30000 پوندی را ایجاد می کند - برای خم کردن فولاد ساختاری یا بلند کردن محور کامیون بارگذاری شده کافی است. این نوع اهرم تنها به این دلیل امکان پذیر است که مایعات، بر خلاف گازها، تقریباً تراکم ناپذیر هستند، و فیزیک زیربنایی اجازه می دهد تا نیرو ضرب شود، هدایت شود و دقیقاً به گونه ای کنترل شود که پیوندهای مکانیکی نمی توانند مطابقت داشته باشند.
بلز پاسکال اصل خود را در قرن هفدهم تدوین کرد: فشار اعمال شده به یک سیال محصور و ساکن به طور مساوی در تمام جهات در سراسر سیال و به دیواره های ظرف منتقل می شود. . از نظر ریاضی، این به صورت زیر بیان می شود:
کجا P فشار است (Pa یا psi)، F نیروی اعمال شده (N یا lbf)، و الف سطح مقطع (m² یا in²) است. مفهوم عملی آن عمیق است: اگر یک پیستون کوچک را فشار دهید و آن را از طریق سیال به یک پیستون بزرگتر متصل کنید، نیرو متناسب با نسبت نواحی تقویت می شود.
سیلندر کوچکی را با یک پیستون 1 اینچی تصور کنید که 500 پوند فوت تولید می کند. که 500 psi فشار سیستم را تولید می کند. همان 500 psi را به یک سیلندر با پیستون 20 اینچی وصل کنید و نیروی خروجی تبدیل می شود 10000 پوند - مزیت مکانیکی 20:1 بدون دنده یا اهرم. دقیقاً به همین دلیل است که از سیلندرهای هیدرولیک برای بستن قالب های تزریق، فشار دادن مهرهای فلزی و گسترش بازوهای بیل مکانیکی استفاده می شود.
در یک واحد برق هیدرولیک ، قانون پاسکال زیربنای طراحی هر محرک در مدار است. پمپ فشار ایجاد می کند. قانون پاسکال تضمین می کند که فشار به هر محرک به طور همزمان و یکنواخت می رسد - با فرض اینکه سیستم ثابت است و ستون سیال در هر شاخه ارتفاع یکسانی دارد (اثرات گرانش به کنار). شیرهای کمکی، شیرهای کاهنده فشار و شیرهای ترتیبی همگی از این اصل برای هدایت نیرو به محرک مناسب در زمان مناسب استفاده می کنند.
قانون پاسکال همچنین فشار اضافه شده توسط یک ستون سیال به دلیل گرانش را محاسبه می کند:
کجا ρ چگالی سیال است (kg/m³)، g شتاب گرانشی (9.81 متر بر ثانیه) است، و h ارتفاع (m) است. برای روغن هیدرولیک تقریباً 870 کیلوگرم بر متر مکعب، هر متر ستون عمودی حدوداً اضافه می کند. 0.085 بار (1.24 psi) از فشار در اکثر سیستمهای صنعتی این ناچیز است، اما در کاربردهای زیردریایی و معدنی که مسیرهای عمودی میتواند از 100 متر تجاوز کند، این فشار سر به یک پارامتر طراحی حیاتی تبدیل میشود.
در حالی که قانون پاسکال بر فشار استاتیک حاکم است، معادله تداوم رفتار سیال در حال حرکت را کنترل می کند. بیان می کند که برای یک سیال تراکم ناپذیر که از طریق یک لوله جریان می یابد، سرعت جریان حجمی باید ثابت بماند - به این معنی که حاصلضرب سطح مقطع و سرعت سیال در هر نقطه از مسیر جریان ثابت است:
کجا Q سرعت جریان (L/min یا gpm) است. الف سطح مقطع لوله (m²) است و v سرعت سیال (m/s) است. اگر قطر لوله را کاهش دهید، سیال باید برای حفظ همان سرعت جریان شتاب بگیرد. اگر آن را افزایش دهید، سرعت کاهش می یابد.
اکثر مهندسان هیدرولیک سرعت سیال را در محدوده ای از 2-4 متر بر ثانیه برای خطوط فشار و 1-2 متر بر ثانیه برای خطوط برگشت . سرعتهای بالاتر باعث افزایش تلاطم (اندازهگیری شده با عدد رینولدز) میشود که باعث افت فشار، تولید گرما و فرسایش صندلیهای سوپاپ و لبههای پورت میشود. سرعتهای پایینتر در خطوط برگشت، از ایجاد حفره در ورودی پمپ جلوگیری میکند - احتمالاً مخربترین حالت در هر مدار هیدرولیکی.
هنگام تعیین الف واحد برق هیدرولیک برای یک کاربرد معین، معادله تداوم انتخاب قطر لوله، اندازه پورت منیفولد و درجه بندی عنصر فیلتر را هدایت می کند. یک پمپ 45 لیتر در دقیقه که از طریق یک خط سوراخ 10 میلی متری تغذیه می کند تقریباً تولید می کند 9.5 متر بر ثانیه - بسیار بالاتر از حد مجاز افزایش سوراخ تا 16 میلی متر سرعت را به حدود 3.7 متر بر ثانیه کاهش می دهد که در محدوده توصیه شده برای خطوط فشار قرار می گیرد.
همین معادله سرعت محرک را تعیین می کند. یک سیلندر هیدرولیک با یک سوراخ 63 میلی متر (مساحت ≈ 31.2 سانتی متر مربع) که با سرعت 50 میلی متر بر ثانیه گسترش می یابد جریانی از:
با دانستن این موضوع، طراح سیستم می تواند پمپ، شیر کنترل جهت و شیر کنترل جریان را به درستی اندازه بگیرد - همه اینها قبل از خرید هر سخت افزاری. معادله پیوستگی ستون فقرات محاسباتی هر طرح مدار هیدرولیک است.
معادله برنولی قانون بقای انرژی برای جریان سیال است. بیان می کند که برای یک سیال تراکم ناپذیر و بدون اصطکاک که در امتداد یک خط جریان جریان دارد، کل انرژی مکانیکی در واحد حجم ثابت می ماند:
این معادله به ما می گوید که با افزایش سرعت سیال، فشار استاتیک باید کاهش یابد - و بالعکس. این سه عبارت به ترتیب انرژی فشار ساکن، انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل (گرانشی) را نشان می دهند.
اصل برنولی به طور مستقیم رفتار چندین جزء حیاتی هیدرولیک را توضیح می دهد:
برای طراحی خوب واحد برق هیدرولیک اصل برنولی دلیل اصرار مهندسان بر روی یک خط مکش کوتاه و با سوراخ بزرگ، حداقل خمیدگی، و یک صافی با اندازه مناسب - نه یک فیلتر خوب - در ورودی پمپ است. هر محدودیتی در سمت مکش، سرعت سیال را به صورت موضعی افزایش میدهد، فشار استاتیک را کاهش میدهد و سیستم را به آستانه حفره نزدیکتر میکند.
سه اصل کلاسیک فوق سیال ایده آل، بدون اصطکاک و تراکم ناپذیر را فرض می کنند. روغن هیدرولیک واقعی هیچ کدام از اینها نیست. ویسکوزیته - مقاومت داخلی سیال در برابر برش - ویژگی غالب دنیای واقعی است که نحوه اعمال قانون پاسکال، پیوستگی و برنولی را در سیستمهای واقعی تغییر میدهد.
دو معیار ویسکوزیته ماده در هیدرولیک. ویسکوزیته دینامیکی (μ، در Pa·s یا cP) مقاومت در برابر تنش برشی را به طور مستقیم اندازه گیری می کند. ویسکوزیته سینماتیکی (ν، بر حسب mm²/s یا cSt) ویسکوزیته دینامیکی تقسیم بر چگالی است و مقداری است که تقریباً به طور کلی در برگههای اطلاعات سیال هیدرولیک نقل شده است. اکثر سیستمهای هیدرولیک صنعتی با روغنهایی در محدوده ISO VG 32 تا ISO VG 68 کار میکنند که به معنای ویسکوزیته سینماتیکی است. 32-68 cSt در 40 درجه سانتی گراد .
عدد رینولدز (Re) پیشبینی میکند که جریان در یک لوله آرام است یا متلاطم:
زیر Re ≈ 2300، جریان آرام است - صاف، قابل پیش بینی، اتلاف اصطکاک کم. بالاتر از Re ≈ 4000، جریان آشفته است - هرج و مرج، تلفات اصطکاک بیشتر، تولید گرمای بیشتر، و افزایش پتانسیل برای فرسایش و نویز. اکثر خطوط فشار هیدرولیک در رژیم لامینار کار می کنند به همین دلیل است که قانون Hagen-Poiseuille برای محاسبات افت فشار در آن خطوط اعمال می شود:
این معادله نشان میدهد که مقیاسهای افت فشار با توان چهارم قطر - نصف شدن قطر لوله، افت فشار را تا ضریب 16 افزایش میدهد. به همین دلیل است که خطوط برگشتی کماندازه و خطوط تخلیه کیس از شایعترین علل خرابی قطعات در مدارهای هیدرولیکی نصبشده در میدان هستند.
ویسکوزیته روغن هیدرولیک به طور چشمگیری با دما تغییر می کند. یک روغن معدنی ISO VG 46 معمولی از حدود افت می کند 220 cSt در 0 درجه سانتی گراد تا 46 cSt در 40 درجه سانتی گراد تا تقریباً 15 cSt در 80 درجه سانتی گراد . در ویسکوزیته کم، نشت داخلی در پیستون پمپ، قرقره سوپاپ و کموتاتورهای موتور به طور قابل توجهی افزایش می یابد - باعث کاهش راندمان حجمی و ایجاد کنترل نامنظم سرعت می شود. در ویسکوزیته بالا (شروع سرد)، خطر کاویتاسیون افزایش مییابد زیرا سیال غلیظ در برابر جریان سریع به ورودی پمپ مقاومت میکند. حفظ دمای روغن در 40-60 درجه سانتیگراد پنجره عملیاتی یک نیاز اصلی طراحی برای هر واحد برق هیدرولیک مجهز به مبدل حرارتی و ترموستات است.
A واحد برق هیدرولیک (HPU) یک مجموعه مستقل - معمولاً شامل یک موتور، پمپ، مخزن، فیلتراسیون، مبدل حرارتی و شیرهای کنترل است - که سیال تحت فشار را برای یک مدار هیدرولیک تولید و شرایط می کند. هر جزء اصلی شامل یک یا چند اصل از اصول مورد بحث در بالا است.
| کامپوننت HPU | اصل علمی اولیه | مفهوم طراحی |
|---|---|---|
| پمپ هیدرولیک | قانون پاسکال Continuity | جابجایی (سی سی / دور) × سرعت (دور در دقیقه) = جریان. گشتاور فشار را تعیین می کند |
| شیر تسکین دهنده | قانون پاسکال | حداکثر فشار سیستم را محدود می کند. پاپت زمانی که F = P × A بلند می شود (مجموعه فنر) |
| صافی مکش | اصل برنولی | مش ریز باعث افزایش سرعت، افت فشار و خطر کاویتاسیون می شود |
| شیر کنترل جریان | تداوم برنولی | منطقه روزنه سرعت را کنترل می کند. ΔP در عرض دهانه Q را کنترل می کند |
| سیلندر هیدرولیک | قانون پاسکال Continuity | نیرو = P × مساحت سوراخ; سرعت = Q / منطقه سوراخ |
| مبدل حرارتی | ویسکوزیته / ترمودینامیک | روغن را در پنجره 40 تا 60 درجه سانتیگراد حفظ می کند تا ویسکوزیته و یکپارچگی آب بندی را حفظ کند. |
| مخزن | دینامیک سیال تداومی | حجم = 3-5× جریان پمپ (L/min) اجازه انتشار هوا، اتلاف گرما و رسوب را می دهد. |
یک پمپ هیدرولیک واقعی هرگز 100% جابجایی تئوری خود را در هر دور ارائه نمی دهد زیرا ویسکوزیته اجازه می دهد تا مقدار کمی از سیال در خلاهای داخلی از مناطق پرفشار به مناطق کم فشار نشت کند. راندمان حجمی به طور معمول اجرا می شود 90-98٪ برای یک پمپ پیستونی محوری که به خوبی نگهداری می شود در محدوده سرعت متوسط. با افزایش فشار، نشت افزایش می یابد و بازده حجمی کاهش می یابد. با کاهش ویسکوزیته روغن (گرم داغ یا اشتباه)، نشتی بیشتر می شود. درک این روابط به مهندسان اجازه می دهد تا جریان خروجی واقعی را در هر نقطه عملیاتی معین پیش بینی کنند و موتوری با ذخایر توان کافی را مشخص کنند - معمولا 10 تا 15 درصد بالاتر از تقاضای محاسبه شده .
توان هیدرولیک حاصل ضرب فشار و دبی است. در واحدهای SI:
در واحدهای امپراتوری: P (hp) = Q (gpm) × ΔP (psi) / 1714. این رابطه اولین محاسبه انجام شده در هر واحد برق هیدرولیک تمرین اندازه گیری سیستمی که به 80 لیتر در دقیقه در 200 بار نیاز دارد، به حداقل توان ورودی نظری زیر نیاز دارد:
با راندمان کلی سیستم در حدود 85٪ (مکانیکی پمپ حجمی × موتور)، موتور الکتریکی باید حداقل برای 31.4 کیلو وات . کوچک کردن موتور منجر به اضافه بار حرارتی می شود. بزرگی بیش از حد باعث هدر رفتن سرمایه و افزایش مصرف برق بدون بار می شود.
قوانین ترمودینامیک به این معنی است که تمام تلفات انرژی در یک مدار هیدرولیک در نهایت به گرما تبدیل می شود. درک منابع تلفات به طراحان اجازه می دهد تا آنها را به حداقل برسانند:
یک خوش مهندسی واحد برق هیدرولیک به هر چهار مکانیسم تلفات در مرحله طراحی می پردازد: از طریق پمپ های جابجایی متغیر، هادی ها با اندازه مناسب، اجزای با تحمل محدود با فاصله های کنترل شده، و انباشته های پیش پر در مدارهای سریع الاثر.
مهندسان هیدرولیک معمولاً روغن را غیرقابل تراکم تلقی می کنند و برای کاربردهای آهسته یا پایدار این یک ساده سازی معتبر است. اما روغن کاملا تراکم ناپذیر نیست. مدول حجمی یک روغن هیدرولیک معدنی معمولی تقریباً است 14000-17000 بار (1.4-1.7 GPa) . این بدان معنی است که در 200 بار، روغن تقریباً فشرده می شود 1.2-1.4٪ از حجم آن
در اکثر سیستم ها این امر بی اهمیت است. اما در سه سناریو بسیار مهم می شود:
کاویتاسیون و هوادهی دو پدیده مخرب در هیدرولیک هستند و هر دو پیامدهای مستقیم فیزیک سیالاتی هستند که در بالا مورد بحث قرار گرفت.
کاویتاسیون زمانی اتفاق میافتد که فشار استاتیک موضعی به زیر فشار بخار سیال، معمولاً در اطراف، کاهش مییابد 0.02-0.05 bar مطلق برای روغن های معدنی در دمای عملیاتی اصل برنولی توضیح می دهد که چرا: گذرگاه های جریان محدود سرعت را افزایش می دهند که فشار استاتیک را کاهش می دهد. وقتی فشار به زیر فشار بخار میرسد، بخار گاز و نفت محلول به صورت حباب میتابد. هنگامی که این حباب ها وارد یک منطقه پرفشار می شوند، به طور نامتقارن فرو می ریزند و باعث افزایش فشار موضعی بیش از حد می شوند. 1000 بار و دمای بالاتر 1000 درجه سانتی گراد در نقطه فروپاشی نتیجه فرسایش حفرهای است – از نظر بصری شبیه به سند بلاست – بر روی بشکههای پمپ، صندلیهای سوپاپ و صفحات انتقال موتور.
علائم کاویتاسیون عبارتند از صدای بلند و ترقه از پمپ (متمایز از صدای ناله هوادهی)، از دست دادن سریع راندمان حجمی، و آلودگی فلزی تسریع شده در نمونه های روغن. پیشگیری ساده است: فشار مثبت کافی را در ورودی پمپ حفظ کنید (NPSH - Net Positive Suction Head)، از خطوط مکش با سوراخ بزرگ استفاده کنید، پمپ را نزدیک و زیر مخزن نصب کنید و از صافی های ظریف در سمت مکش خودداری کنید.
الفeration حباب هوا یا گاز آزاد به داخل سیال است که از گاز محلول متمایز است. منابع عبارتند از: سطح روغن پایین (مکش هوا را جذب می کند)، نشتی مهر و موم محور روی پمپ (هوا تحت خلاء مکش)، و خطوط برگشتی با طراحی ضعیف که روغن را بالای سطح سیال می ریزند و هوا را به مخزن می ریزند. روغن هوادهی تراکمپذیر، اسفنجی، مستعد اکسید شدن (هوا تخریب حرارتی را تسریع میکند) و از طریق اثرات میکرو دیزل به سطوح پمپ آسیب میرساند - حبابهای هوای حبابدار تحت فشردهسازی سریع خود به خود مشتعل میشوند، روغن را به صورت موضعی زغال میکنند و لاک را روی سطوح فلزی رسوب میکنند.
یک پمپ هیدرولیک با ایجاد جریان روغن تحت فشار، انرژی مکانیکی را به نیروی سیال تبدیل می کند. سه نوع پمپ اصلی بر کاربردهای صنعتی و موبایلی غالب هستند که هر کدام اصول علمی اصلی را به طور متفاوتی اعمال می کنند.
پمپ های دنده خارجی از دو چرخ دنده مشبک استفاده می کنند که در داخل یک محفظه با تحمل نزدیک می چرخند. همانطور که دندان ها در سمت ورودی جدا می شوند، یک حجم در حال گسترش (فشار کم) ایجاد می کنند که مایع را به داخل می کشد. همانطور که آنها دوباره در سمت خروجی مش می شوند، سیال محصور شده به طور مثبت به خط فشار جابه جا می شود. پمپ های دنده ای جابجایی ثابت، قوی و ساده هستند. فشار عملیاتی معمولاً می رسد 200-250 بار ، آنها را به انتخاب های استاندارد در تجهیزات ساختمانی، ماشین آلات کشاورزی و مدارهای کم فشار واحدهای برق هیدرولیک صنعتی تبدیل می کند.
پمپهای پرهای از تیغههای فنری یا فشاری استفاده میکنند که به صورت شعاعی در شکافهای داخل یک روتور خارج از مرکز میلغزند. با چرخش روتور، نوک پره از پروفایل حلقه بادامک پیروی می کند و محفظه های منبسط و انقباض ایجاد می کند. آنها نسبت به پمپ های دنده ای جریان نرم تری را با صدای کمتری ارائه می دهند و تا حد امکان کار می کنند 175 بار ، باعث محبوبیت آنها در ماشین ابزار، قالب گیری تزریقی و کاربردهای فرمان برقی می شود که در آن نویز یک نگرانی است.
پمپهای پیستونی محوری از پیستونهای متعدد (معمولاً 7 یا 9 تایی) استفاده میکنند که در یک الگوی دایرهای در یک بلوک سیلندر چرخان قرار گرفتهاند. پیستونها به صورت رفت و برگشتی به داخل و خارج میشوند، زیرا بلوک در برابر یک صفحه زاویهدار میچرخد. جابجایی با تغییر زاویه swashplate کنترل می شود و این پمپ ها را می سازد جابجایی متغیر - قادر به ارائه دقیقاً جریان مورد نیاز سیستم در هر لحظه باشد. فشارهای عملیاتی به طور معمول می رسد 350-420 بار ، و some designs are rated to 700 bar. They are the pump of choice for high-performance industrial Hydraulic Power Units, servo-controlled presses, and all major mobile hydraulic systems including excavator main circuits.
| نوع پمپ | حداکثر فشار (بار) | جابجایی متغیر | برنامه معمولی | سطح نویز |
|---|---|---|---|---|
| دنده خارجی | 200-250 | خیر | ساخت و ساز، کشاورزی | بالا |
| پره | 150-175 | برخی از مدل ها | ماشین ابزار، قالب گیری | کم – متوسط |
| الفxial Piston | 350–420 | بله | HPU صنعتی، موبایل | متوسط |
| پیستون شعاعی | تا 700 | بله | بالا-force presses, test rigs | کم – متوسط |
درک اصول یک چیز است; استفاده سیستماتیک از آنها در طول طراحی یکی دیگر از موارد است. دنباله زیر نشان می دهد که مهندسان سیستم هیدرولیک با تجربه چگونه به یک برنامه جدید برخورد می کنند:
هر مرحله به طور مستقیم یک یا چند اصل اصلی مورد بحث در این مقاله را اعمال می کند. هیچ یک از آنها نیاز به حدس و گمان ندارند - هیدرولیک یک علم قطعی است، و یک واحد برق هیدرولیک با اندازه این فرآیند دقیقاً همانطور که از روز اول مشخص شده است عمل می کند، مشروط بر اینکه سیال به درستی نگهداری شود.
آلودگی ذرات مسئول است 70-80٪ خرابی قطعات هیدرولیک بر اساس داده های تولید کنندگان عمده پمپ و شیر. دلیل مستقیماً ریشه در فیزیک اجزا دارد: فاصله بین پیستونهای پمپ و سوراخهای سیلندر یا بین دریچههای قرقره و سوراخهای آنها معمولاً وجود دارد. 5-25 میکرومتر . ذرات بزرگتر از این فاصله ها باعث سایش ساینده سه بدنه می شوند که ذرات بیشتری را در چرخه تخریب خود شتاب دهنده ایجاد می کند.
آلودگی مایع همچنین عملکرد را به روش هایی که کمتر آشکار اما به همان اندازه مخرب هستند، کاهش می دهد:
تعمیر و نگهداری خوب هیدرولیک یک نظر یا عادت نیست - به طور منطقی از فیزیک ناشی می شود. هر وظیفه تعمیر و نگهداری به مکانیزم خرابی خاصی که ریشه در اصول بالا دارد، نگاشت می شود:
الف واحد برق هیدرولیک که با درک کامل علم زیربنایی حفظ شود، به طور قابل اعتمادی برای آن عمل خواهد کرد 20000-50000 ساعت قبل از تعمیرات اساسی - عمر مفیدی که اگر کنترل آلودگی و مدیریت حرارتی نادیده گرفته شود، بسیار کوتاهتر به نظر می رسد.