پاور یونیت دم عقب هیدرولیک
Cat:واحد برق هیدرولیک سری DC
این واحد قدرت هیدرولیک به طور خاص برای صفحه دم هیدرولیک طراحی شده است. واحد قدرت هیدرولیک صفحه عقب خودرو یک واحد قدرتی است که برای کنترل صفحه دم کا...
See Detailsفشار هیدرولیک با انتقال نیرو از طریق یک سیال محصور و تراکم ناپذیر - تقریباً همیشه روغن - از یک نقطه به نقطه دیگر کار می کند. هنگامی که یک پمپ سیال را به داخل یک سیستم آب بندی شده فشار می دهد، فشار ایجاد می شود و در تمام جهات در هر سطحی که با آن تماس می گیرد، به طور یکسان عمل می کند. سپس این فشار به یک سیلندر یا موتور هدایت می شود و در آنجا دوباره به نیروی مکانیکی یا چرخش تبدیل می شود. نتیجه توانایی جابجایی بارهای عظیم با تجهیزات نسبتاً فشرده است.
اصل اساسی قانون پاسکال است: فشار اعمال شده به یک سیال محدود بدون کاهش در سراسر آن سیال منتقل می شود. از نظر ریاضی، P = F/الف، که در آن P فشار بر حسب پاسکال یا psi است، F نیروی اعمال شده بر حسب نیوتن یا پوند، و A مساحت بر حسب متر مربع یا اینچ مربع است. این رابطه به این معنی است که با تغییر مساحت یک سیلندر، یک سیستم می تواند نیرو را به طور چشمگیری چند برابر یا کاهش دهد - به همان دلیل که یک تکنسین 70 کیلوگرمی با فشار دادن یک دسته پمپ کوچک می تواند یک پرس 20 تنی را بلند کند.
هر سیستم هیدرولیک صنعتی - از پرس کارخانه گرفته تا بیل مکانیکی - بر همین زنجیره از رویدادها متکی است: واحد برق هیدرولیک (HPU) سیال تحت فشار تولید می کند، شیرهای کنترل آن را هدایت می کنند و محرک ها آن را به کار تبدیل می کنند. درک هر مرحله نشان می دهد که چرا هیدرولیک در هر جایی که چگالی نیرو بالا و کنترل دقیق هر دو مهم باشد، انتخاب ارجح باقی می ماند.
بلز پاسکال قانون مکانیک سیالات خود را در سال 1653 فرموله کرد، اما مفاهیم مهندسی آن تنها در قرن 19 و 20 با توسعه مهر و موم های دقیق و لوله های فولادی با استحکام بالا به طور کامل قابل بهره برداری شد. ایده اصلی به طرز فریبنده ای ساده است: مایعات به طور معنی داری تحت فشارهای کاری معمولی فشرده نمی شوند، بنابراین هر نیرویی که در یک نقطه وارد می کنید، فورا و به طور یکنواخت به هر نقطه دیگر در سیستم منتشر می شود.
یک مثال پایه دو سیلندر را در نظر بگیرید. اگر به پیستونی با مساحت 1 سانتی متر مربع 100 نیوتن نیرو وارد کنید، فشار حاصل 100 نیوتن بر سانتی متر مربع = 1 مگاپاسکال است. آن استوانه کوچک را از طریق یک لوله پر از مایع به یک استوانه بزرگتر با مساحت 100 سانتیمتر مربع وصل کنید و همان فشار 1 مگاپاسکال روی کل صفحه 100 سانتیمتر مربعی اعمال میشود - نیروی خروجی 10000 نیوتن را تولید میکند. این سیستم بدون هیچ ورودی انرژی اضافی، نیرو را در ضریب 100 ضرب کرده است. مبادله جابجایی است: پیستون کوچک باید 100 میلی متر حرکت کند تا پیستون بزرگ را فقط 1 میلی متر حرکت دهد. انرژی حفظ می شود؛ نیرو به قیمت سرعت و ضربه تقویت می شود.
این اصل ضرب نیرو به همین دلیل است که هیدرولیک هر جا که وزن و فشردگی با هم مهم باشند ظاهر می شود. یک سیلندر پنوماتیکی که در 8 بار (0.8 مگاپاسکال) کار می کند، نیروی متوسطی تولید می کند زیرا فشار هوا محدود است. یک سیلندر هیدرولیک که در 250 بار (25 مگاپاسکال) کار می کند - یک فشار عملیاتی معمولی صنعتی - نیرویی تقریبا 30 برابر بیشتر از همان اندازه سوراخ ایجاد می کند.
یک مدار هیدرولیک کامل از چندین جزء وابسته به هم تشکیل شده است. هر یک نقش خاصی را ایفا می کند و ضعف در هر پیوندی - یک مهر و موم فرسوده، یک شیر کم اندازه، یک مخزن آلوده - عملکرد کل سیستم را کاهش می دهد.
مخزن سیال کار را ذخیره می کند و اجازه می دهد حباب های هوا و گرما قبل از چرخش مجدد سیال از بین بروند. اندازه مخازن صنعتی تقریباً 2 تا 3 برابر دبی پمپ در دقیقه است تا زمان ماندگاری کافی را فراهم کنند. یک پمپ 50 لیتر در دقیقه معمولاً با یک مخزن 100-150 لیتری جفت می شود. این مخزن همچنین دارای فیلترهای تنفسی، یک شیشه دید سطحی، شاخه های تخلیه و اغلب یک دماسنج است که آن را به مرکز نظارت بر سلامت مدار تبدیل می کند.
پمپ به طور مستقیم فشار ایجاد نمی کند. جریان ایجاد می کند. فشار تنها زمانی ایجاد میشود که آن جریان با مقاومت روبرو شود - یک بار، یک شیر یا یک مسیر مسدود. سه نوع پمپ بر کاربردهای صنعتی و موبایل غالب است:
پمپ های پیستونی با جابجایی متغیر به ویژه در یک واحد برق هیدرولیک با ارزش هستند، زیرا آنها به طور خودکار خروجی را در هنگام کاهش تقاضا کاهش می دهند، مصرف انرژی و تولید گرما را در طول چرخه های بار جزئی کاهش می دهند.
سوپاپ ها سیستم عصبی یک مدار هیدرولیک هستند. شیرهای کنترل جهت (DCV) جریان را به هر محرکی که به آن نیاز دارد هدایت می کنند. دریچههای کاهش فشار (PRV) حداکثر فشار سیستم را میپوشانند - معمولاً 10 تا 15٪ بالاتر از اوج فشار کاری تنظیم میشوند - تا از قطعات در برابر اضافه بار محافظت کنند. شیرهای کنترل جریان، سرعت ورود یا خروج سیال از محرک را اندازه گیری می کنند و مستقیماً سرعت محرک را کنترل می کنند. شیرهای چک از جریان برگشتی جلوگیری می کنند. دریچههای پروپورشنال و سروو کنترل الکترونیکی دقیقی را اضافه میکنند و موقعیت حلقه بسته یا تنظیم نیرو را با قابلیت تکرار موقعیت بهتر از 0.01 میلیمتر در کاربردهای دقیق امکانپذیر میسازند.
عملگرها انرژی هیدرولیک را دوباره به کار مکانیکی تبدیل می کنند. سیلندرهای خطی نیروی فشار یا کشش تولید می کنند. موتورهای هیدرولیک دوار گشتاور و چرخش تولید می کنند. نیروی خروجی سیلندر به صورت F = P × A محاسبه می شود، بنابراین یک استوانه با سوراخ 100 میلی متری (مساحت ≈ 78.5 سانتی متر مربع) در 200 بار (20 مگاپاسکال) ایجاد می شود. تقریباً 157000 نیوتن - یا 16 تن - نیروی فشار . این سطح از نیروی یک سروو موتور الکتریکی با اندازه معادل به موتوری چندین برابر بزرگتر و سنگین تر نیاز دارد.
آلودگی تنها بزرگترین علت خرابی قطعات هیدرولیک است - طبق دادههای صنعت برق سیال مسئول حدود 70 تا 80 درصد از خرابیهای زودرس است. فیلترهای خط برگشت، صافیهای مکنده و سیستمهای فیلتراسیون حلقه کلیه، سطح تمیزی را حفظ میکنند. کاربردهای شیر سروو معمولاً به کلاس تمیزی ISO 16/14/11 یا بهتر نیاز دارند، که به معنای کمتر از 1300 ذره بزرگتر از 4 میکرومتر در هر میلی لیتر سیال است.
A واحد برق هیدرولیک (HPU) - که گاهی اوقات بسته قدرت هیدرولیک نیز نامیده می شود - یک مجموعه مستقل است که مخزن، پمپ، محرک اصلی (موتور الکتریکی یا موتور احتراق)، شیر کاهش فشار، فیلتر، مبدل حرارتی و ابزار دقیق را در یک واحد بسته بندی شده یکپارچه می کند. به جای پراکندگی این اجزا در یک قاب ماشین، HPU آنها را در یک سیستم مهندسی شده ادغام می کند که می تواند به عنوان یک واحد نصب، نگهداری و تعویض شود.
HPU ها از واحدهای رومیزی فشرده با توان تولید 1 تا 5 کیلووات و کارکرد با 70 تا 150 بار تا واحدهای برق صنعتی چند مگاواتی که پرس های کارخانه فولاد را در فشارهای بالاتر از 400 بار هدایت می کنند، متغیر است. یک واحد برق هیدرولیک صنعتی متوسط ممکن است یک موتور الکتریکی 30 کیلوواتی را با یک پمپ پیستونی محوری 45 سی سی/ دور، یک مخزن 200 لیتری، یک مبدل حرارتی آب خنک که دمای روغن را در 45 تا 55 درجه سانتیگراد حفظ می کند، و یک فیلتر خط برگشت 10 میکرومتری را جفت کند - که همگی بر روی یک قاب فولادی یکپارچه نصب شده است.
| پارامتر | محدوده معمولی | چرا اهمیت دارد |
|---|---|---|
| فشار عملیاتی | 70-700 بار | حداکثر نیروی خروجی از محرک ها را تعیین می کند |
| نرخ جریان | 2-2000 لیتر در دقیقه | سرعت محرک و زمان چرخه را کنترل می کند |
| قدرت موتور | 0.5-2000 کیلو وات | باید تقاضای بدترین حالت را با حاشیه تطبیق دهد |
| مخزن volume | 5-10000 لیتر | بر پایداری حرارتی و کنترل آلودگی تأثیر می گذارد |
| رتبه بندی فیلتراسیون | 3-25 میکرومتر | از شیرها، قطعات داخلی پمپ و آب بندی محافظت می کند |
| محدوده دمای سیال | عملکرد 30 تا 65 درجه سانتیگراد | ویسکوزیته با دما تغییر می کند و راندمان را تحت تاثیر قرار می دهد |
طراحی HPU همچنین شامل انتخاب هایی در مورد افزونگی است. فرآیندهای حیاتی - سیستمهای کنترل سکوی دریایی، کارخانههای نورد کارخانه فولاد، تجهیزات پشتیبانی زمینی هواپیما - اغلب از واحدهای برق هیدرولیک دوبلکس با دو پمپ استفاده میکنند، جایی که یکی کار میکند و دیگری با تعویض خودکار. هزینههای خرابی در آن محیطها میتواند از دهها هزار دلار در ساعت تجاوز کند، و حتی با هزینههای سرمایه قابل توجهی، افزونگی را از نظر اقتصادی منطقی میکند.
درک رفتار دینامیکی فشار - نه فقط فرمول استاتیک - برای هر کسی که سیستم های هیدرولیک را طراحی یا عیب یابی می کند ضروری است. فشار به سادگی روشن نمی شود. در الگوهایی که به نوع پمپ، سرعت پاسخ سوپاپ، طول خط و تراکم پذیری سیال بستگی دارد، بالا می رود، به اوج می رسد، نوسان می کند و تثبیت می شود.
هنگامی که یک شیر جهت به سرعت بسته می شود، تکانه سیال در حال حرکت جایی برای رفتن ندارد. نتیجه یک فشار گذرا - یک سنبله - است که می تواند در کمتر از 5 میلی ثانیه به 2 تا 5 برابر فشار کاری حالت پایدار برسد. سیستمی که در 200 بار کار می کند می تواند قله های گذرا بالای 500 بار را ببیند. این میخها اتصالات شلنگ را خسته میکنند، بلوکهای منیفولد را میشکنند و مهر و مومها را در چرخههای مکرر از بین میبرند. طراحان با انباشتهکنندههای فشار (که نوک انرژی را جذب میکنند)، سوپاپهای آهستهبسته، یا شیرهای بازرسی که توسط خلبان کار میکنند با نرخ باز شدن کنترلشده مقابله میکنند.
هر سیستم هیدرولیک باید دارای یک شیر کاهش فشار (PRV) باشد که زیر فشار نامی ضعیف ترین جزء تنظیم شده است. اگر یک محرک در حالی که پمپ هنوز کار می کند به پایان کار برسد، در غیر این صورت فشار تا زمانی که چیزی پاره شود بالا می رود. PRV زمانی باز می شود که فشار از نقطه تعیین شده خود فراتر رود و جریان برگشت به مخزن را دور بزند. این یک شرایط عملیاتی عادی نیست - یک PRV که به طور مداوم باز می شود انرژی را به عنوان گرما هدر می دهد و یک طراحی سیستم یا مشکل عملیاتی را نشان می دهد. طراحی صحیح جریان PRV را فقط در طول رویدادهای اضافه بار واقعی هدایت می کند و در اکثر مواقع آن را بسته نگه می دارد.
آکومولاتور هیدرولیک یک مخزن تحت فشار حاوی یک گاز از پیش شارژ شده (تقریبا همیشه نیتروژن) است که توسط مثانه، پیستون یا دیافراگم از مایع هیدرولیک جدا می شود. هنگامی که فشار سیستم از میزان پیش شارژ گاز بیشتر شود، سیال گاز را فشرده می کند و انرژی را ذخیره می کند. هنگامی که فشار کاهش می یابد - در هنگام افزایش تقاضا یا خرابی پمپ - گاز منبسط می شود و سیال را به مدار باز می گرداند. انباشتهها سه عملکرد اصلی را انجام میدهند: ذخیرهسازی انرژی برای تکمیل تقاضای اوج، تامین فشار اضطراری برای فعال کردن ایمن خاموش شدن، و کاهش ضربان. یک باتری مثانه 20 لیتری که از قبل با فشار 150 بار شارژ شده است، می تواند یک مکمل جریان کوتاه 8 تا 12 لیتری را در فشار سیستم ارائه دهد - برای تکمیل یک حرکت حیاتی شیر حتی پس از از دست دادن پمپ کافی است.
سیال در یک سیستم هیدرولیک صرفاً یک وسیله انتقال نیرو نیست. به طور همزمان هر سطح متحرک داخل پمپ، شیرها و محرکها را روغن کاری میکند، گرما را از نقاط داغ دور میکند، از سطوح فلزی در برابر خوردگی محافظت میکند و ذرات آلودگی را تا رسیدن به فیلتر معلق میکند. انتخاب سیال نامناسب یا اجازه دادن به تجزیه آن، تقریباً سریعتر از هر عامل دیگری اجزا را از بین می برد.
ویسکوزیته حیاتی ترین ویژگی سیال است. اکثر واحدهای برق هیدرولیک صنعتی روغن معدنی ISO VG 46 را مشخص می کنند - درجه ویسکوزیته 46 سانتی استوک (cSt) در 40 درجه سانتی گراد. با افزایش دما به 80 درجه سانتیگراد، ویسکوزیته به حدود 12 cSt کاهش می یابد. در دمای 20 درجه سانتیگراد ممکن است 100 cSt یا بالاتر باشد. عملکرد زیر حداقل ویسکوزیته باعث تماس فلز با فلز و سایش سریع می شود. عملکرد بالاتر از حداکثر ویسکوزیته باعث کاویتاسیون، پاسخ کند و خلاء ورودی پمپ بالا می شود. اکثر سیستم ها 25-54 cSt را در ورودی پمپ برای تعادل بهینه هدف قرار می دهند.
شمارشگرهای ذرات، حسگرهای رطوبت و آنالایزرهای ویسکوزیته اکنون به عنوان بخشی از برنامه های نظارت بر وضعیت به طور معمول بر روی واحدهای برق هیدرولیک بزرگتر نصب می شوند. شمارشگرهای ذرات آنلاین که از مایع خط برگشت نمونه برداری می کنند، می توانند یاتاقان های خراب پمپ را هفته ها قبل از خرابی فاجعه بار تشخیص دهند - به جای خاموش شدن اضطراری، به پنجره های تعمیر و نگهداری برنامه ریزی شده تبدیل می شود. محتوای آب بالای 0.05 درصد در روغن معدنی سیال را امولسیون می کند، لایه روغن روی سطوح بلبرینگ را از بین می برد و باعث زنگ زدگی می شود. نشان داده شده است که حتی 500 ppm (0.05٪) آب، عمر خستگی بلبرینگ غلتکی را تا 75٪ کاهش می دهد.
همه سیستم های هیدرولیک به یک شکل پیکربندی نشده اند. معماری مدار تعیین میکند که چقدر نیرو به طور کارآمد استفاده میشود، سیستم چقدر پاسخگو است و چگونه نیازهای همزمان چند محرک را مدیریت میکند.
در یک سیستم با مرکز باز، هنگامی که هیچ محرکی حرکت نمی کند، سیال به طور مداوم از طریق دریچه های جهت به مخزن گردش می کند. این ساده و ارزان است اما به طور مداوم انرژی را هدر می دهد. در یک سیستم مرکز بسته، خروجی پمپ زمانی که محرکها بیحرکت هستند به هیچ وجه مفید نیست - بنابراین پمپ یا باید تخلیه شود، متوقف شود، یا سیستم با پمپ جابجایی متغیر جبرانشده با فشار نصب شود که خروجی را تا جریان نزدیک به صفر کاهش دهد. HPU های صنعتی مدرن تقریباً به طور انحصاری از مدارهای مرکز بسته با پمپ های جابجایی متغیر استفاده می کنند کاهش مصرف برق بیکار تا 60 تا 85 درصد در مقایسه با جایگزین های مرکز باز با جابجایی ثابت.
یک سیستم هیدرولیک بار سنج (LS) به طور مداوم فشار مورد نیاز محرک با بالاترین تقاضا را کنترل می کند و به پمپ فرمان می دهد تا فشار و جریان کافی را برای پاسخگویی به این تقاضا به اضافه یک حاشیه کوچک (معمولاً 15 تا 25 بار بالاتر از فشار بار) ارائه دهد. پمپ هرگز سخت تر از حد لازم کار نمی کند. سیستمهای حسگر بار در تجهیزات مدرن سیار - بیل مکانیکی، جرثقیل، ماشینآلات کشاورزی - استاندارد هستند که در آن بار بهطور چشمگیری تغییر میکند و راندمان سوخت مستقیماً بر اقتصاد عملیاتی تأثیر میگذارد. یک بیل مکانیکی حسگر بار می تواند 15 تا 25 درصد سوخت کمتری نسبت به یک ماشین فشار ثابت معادل در یک چرخه کاری مصرف کند.
سیستمهای الکتروهیدرولیک به جای تحریک مکانیکی یا پایلوت-هیدرولیک شیر برقی، شیرهای تناسبی، یا شیرهای سروو کنترل شده توسط PLC یا کنترلکنندههای حرکت اختصاصی میشوند. این پروفیل های نیرو و موقعیت قابل برنامه ریزی، ثبت داده ها، عیب یابی و ادغام با شبکه های اتوماسیون صنعتی را امکان پذیر می کند. در ماشینهای قالبگیری تزریقی، سروو کنترل الکتروهیدرولیک، فشار تزریق را در محدوده ± 1 بار از نقطه تنظیم و موقعیت را تا 0.05 میلیمتر حفظ میکند - قابلیتهایی که کیفیت و تکرارپذیری محصول را تغییر میدهند. واحد برق هیدرولیک در این تاسیسات معمولاً دارای موتورهای با سرعت متغیر (VSD) است که در آن سرعت موتور الکتریکی مستقیماً تقاضا را دنبال میکند و مصرف انرژی را 30 تا 50 درصد در مقایسه با طرحهای HPU با سرعت ثابت کاهش میدهد.
فشار هیدرولیک در طیف وسیع تری از صنایع نسبت به آنچه بیشتر مردم تصور می کنند ظاهر می شود. چگالی نیرو و قابلیت کنترلی که هیدرولیک فراهم می کند به سادگی توسط هیچ فناوری دیگری با هزینه و مقیاس قابل مقایسه تکرار نمی شود.
هنگامی که یک سیستم هیدرولیک ضعیف عمل می کند یا از کار می افتد، علائم اغلب در سطح مشابه به نظر می رسند - محرک های کند، حرکت نامنظم، سر و صدای زیاد، گرمای بیش از حد - اما دلایل اصلی متفاوت است. تشخیص اشتباه منجر به جایگزینی اجزای گران قیمتی می شود که مشکل واقعی نیستند.
دلایل احتمالی عبارتند از: پمپ فرسوده با نشتی داخلی بالا (بازده حجمی را بررسی کنید - هر چیزی کمتر از 85٪ در پمپ پیستونی نشان دهنده سایش است)، تنظیم بسیار کم یا نیمه باز بودن دریچه فشار شکن، فرسودگی قرقره سوپاپ داخلی که اجازه نشتی در پورت متقاطع را می دهد، یا شکست سیل سیلندر با عبور از سیال از طرف پیستون به سمت فشار بالا. یک آزمایش فشار سیستماتیک در هر مرحله از مدار - خروجی پمپ، پس از شیر، در محرک - به سرعت عیب را جدا می کند.
سیال هیدرولیک بالای 65 تا 70 درجه سانتیگراد به سرعت تجزیه می شود. عمر سیال با هر 10 درجه سانتیگراد بالاتر از 60 درجه سانتیگراد به نصف کاهش می یابد. تولید گرما همیشه به دلیل افت فشار در یک محدودیت ایجاد می شود - یک دریچه نیمه بسته، یک فیلتر مسدود شده، یک خط کم اندازه یا یک شیر تخلیه که اغلب باز می شود. اگر مبدل حرارتی به طور مداوم با ظرفیت کار کند، سیستم با یک مشکل اساسی بازده انرژی مواجه است ، نه فقط یک مشکل خنک کننده. پمپهای جابجایی متغیر، کنترلهای حسگر بار و خطوط با اندازه مناسب علت اصلی را برطرف میکنند. افزودن یک کولر بزرگتر فقط علائم را درمان می کند.
کاویتاسیون زمانی اتفاق میافتد که فشار مایع موضعی به زیر فشار بخار خود میرسد و حبابهای بخار تشکیل میدهد که با بازیابی فشار به شدت منفجر میشوند - ایجاد صدایی مانند شن در یک قوطی حلبی و فرسایش سطوح فلزی با سرعت چند میکرون در ساعت. هوادهی حباب های هوا را از فوم مخزن، اتصال خط مکش نشتی یا سطح پایین سیال ایجاد می کند. هر دو شرایط پمپ ها را به سرعت تخریب می کنند و باعث رفتار اسفنجی و غیرقابل پیش بینی محرک می شوند. خلاء ورودی پمپ بالای 0.3 بار (225 میلیمتر جیوه) یک نشانگر هشدار اولیه قابل اعتماد برای خطر کاویتاسیون اولیه است.
خرابی مهر و موم در مهر و موم میله سیلندر، اتصالات شلنگ و رویه های بدنه سوپاپ مشهودترین مشکل هیدرولیکی است. حتی یک نشتی خارجی کوچک - 1 قطره در ثانیه - تقریباً 2-3 لیتر در روز و بیش از 700 لیتر در سال است. فراتر از هزینه سیال، نشت های خارجی خطرات آتش سوزی را ایجاد می کند (روغن اتمیزه شده روی سطح داغ در دمای حدود 150 درجه سانتی گراد برای روغن معدنی مشتعل می شود)، آلودگی محیطی و خطرات لغزش. بیشتر خرابی های آب بند به تغییرات فشار بیش از حد، سیال آلوده که به الاستومرهای آب بند حمله می کند، یا انتخاب نادرست مواد آب بندی برای نوع سیال بازمی گردد.
هیدرولیک از لحاظ تاریخی به دلیل بهره وری ضعیف انرژی در مقایسه با درایوهای الکتریکی مورد انتقاد قرار گرفته است. این انتقاد برای سیستمهای با جابجایی ثابت و سرعت ثابت که پمپ بدون توجه به تقاضا با ظرفیت کامل کار میکرد، معتبر بود. طرحهای مدرن واحد برق هیدرولیک این شکاف را به طور قابل ملاحظهای از طریق پمپهای جابجایی متغیر، موتورهای محرک با سرعت متغیر، کنترلهای حسگر بار و مدارهای احیاکننده بسته است.
یک درایو هیدرولیک با سرعت متغیر با کنترل سروو - ترکیب یک موتور سروو با یک پمپ جابجایی ثابت - میتواند با بازده انرژی یک درایو الکتریکی مستقیم در بسیاری از چرخههای کاری مطابقت داشته باشد و در عین حال چگالی نیرو، انطباق و تحمل اضافه بار هیدرولیک را حفظ کند. در قالبگیری تزریقی، پروژههای مقاومسازی VSD-HPU به طور مداوم در مقایسه با نصبهای قدیمی HPU با سرعت ثابت، با دوره بازپرداخت 18 تا 36 ماهه، صرفهجویی در مصرف انرژی را بین 40 تا 60 درصد نشان میدهند.
مدارهای هیدرولیک احیا کننده انرژی را در طول عقب نشینی سیلندر بازپس می گیرند - به ویژه در کاربردهای پرس عمودی که در آن قوچ سنگین تحت نیروی گرانش فرود می آید. با مسیریابی جریان برگشتی از طریق یک موتور هیدرولیک متصل به شفت پمپ، سیستم ها 20 تا 40 درصد از انرژی بالقوه ای را که یک مدار معمولی به سادگی در یک شیر کمکی به عنوان گرما تخلیه می کند، بازیابی می کند.
آکومولاتور هیدرولیک همچنین نقش کارایی را ایفا می کند: با ذخیره انرژی در دورههای کم تقاضا و آزاد کردن آن در زمان اوج تقاضا، یک انباشته با اندازه مناسب به یک HPU کوچکتر و کارآمدتر اجازه میدهد تا همان بار پیک را ارائه دهد - که هم هزینه سرمایه و هم هزینه انرژی جاری را به طور همزمان کاهش میدهد.
یک سیستم هیدرولیک به خوبی نگهداری شده به طور منظم 20 تا 30 سال عمر مفید دارد. سیستمهای نادیده گرفته شده بهطور پیش از موعد از کار میافتند، اغلب با آسیبهای جانبی گرانقیمت - یک پمپ حفرهای که دریچههای پاییندست را در همان رویداد خرابی از بین میبرد، یا یک شیر سروو آلوده که حفرههای خود را ایجاد میکند و لایههای ساینده را به قطعه بعدی منتقل میکند.
تعمیر و نگهداری پیشگیرانه در یک واحد برق هیدرولیک تقریباً همیشه ارزان تر از تعمیر واکنشی است. تعویض پمپ در یک HPU 200 کیلوواتی ممکن است 8000 تا 15000 پوند برای قطعات و کار هزینه داشته باشد. تولید از دست رفته در طول زمان توقف برنامه ریزی نشده در حالی که در انتظار قطعات و مهندسان است معمولاً بیش از 50000 پوند در روز در صنایع با فرآیند مداوم است که حتی برنامه های تعمیر و نگهداری پیشگیرانه تهاجمی را بسیار مقرون به صرفه می کند.